پس از قطع شبکه جهانی ارتباطات، بار دیگر نگاهها به سمت جایگزینهای داخلی جلب شد؛ اما عملکرد این سامانهها نشان داد که پروژههای میلیاردی موتور جستجوی بومی، در واقعیت چیزی فراتر از یک پوسته وابسته نیستند. اکنون این سؤال مطرح میشود که آیا شبکه ملی اطلاعات در اولین گام خود شکست خورد؟
با قطعی اینترنت بینالملل در اواسط دی ماه 1404، نهادهای رسمی با اطمینان کاربران را به استفاده از موتورهای جستجوی داخلی همچون «ذرهبین» فراخواندند؛ اما این فراخوان بهجای نمایش قدرت شبکه ملی اطلاعات، به یک ناامیدی جمعی تبدیل شد. طبق گزارشهای کاربران، آنها با ورود به این موتورهای جستجو، با کندی شدید، نتایج بیربط و صفحههایی مواجه شدند که گویی ماههاست تحت بهروزرسانی قرار نگرفتهاند.

موتورهای جستجوی بومی یا ویترین گوگل؟
امین اسماعیلی، کارشناس سئو عقیده دارد که مشکل این موتورهای جستجو، صرفاً در زیرساخت نیست، بلکه در ماهیت آنها است. بسیاری از این سرویسها در حقیقت موتور جستوجوی مستقل نیستند؛ آنها دادهها را از حافظه موقت گوگل فراخوانی میکنند. بهعنوانمثال، در اوج تحولات سیاسی سوریه، برخی از این موتورهای داخلی در نتایج خود همچنان از عناوین قدیمی برای مقامات این کشور استفاده میکردند. با قطع گوگل، دسترسی مردم به منبع اصلی قطع شده بود و توانایی بهروزرسانی را نداشتند.

چرا سازندگان موتور جستجوگر بومی مسیر را اشتباه رفتند؟
او همچنین معتقد است برای موشکافی ضعفها، باید ابتدا به این پرسش پاسخ داد که موتور جستجو اساساً چگونه کار میکند. به گفته او، موتور جستجوی گوگل پیش از آنکه بخواهد به پرسش کاربر پاسخ دهد ناچار است سطح وب را بهصورت گسترده و مستمر تحلیل کند؛ محتوای موجود در صفحههای مختلف را شناسایی کند، موضوع هر صفحه را تشخیص دهد و اعتبار و کیفیت نسبی آنها را نسبت به یکدیگر بسنجد.
این کارشناس حوزه فناوری اطلاعات اعتقاد دارد که توسعه یک موتور جستجوی واقعی، فراتر از طراحی یک ظاهر شکیل است. این پروژه نیازمند سه رکن اساسی است که فعلاً در ایران به بلوغ نرسیدهاند:
- قدرت پردازش عظیم: توانایی تحلیل و آرشیو میلیاردها صفحه وب بهصورت لحظهای؛
- هوش مصنوعی پیشرفته: درک NLP برای ارائه نتایج دقیق به زبان فارسی؛
- تخصص مهندسی: تیمهای فنی منسجم که فراتر از «کپیبرداری» عمل کنند.

فرجام یک اعتماد آسیبدیده
عدم شفافیت در مورد نحوه عملکرد این موتورهای جستجوی بومی و صرف بودجههای کلان بدون خروجی قابل اتکا، سبب شده است که فاصله میان «شبکه ملی اطلاعات» و «نیازهای واقعی کاربران» بیشتر از گذشته شود. تجربه اخیر ثابت کرد که این موتورها، بدون اتصال به اینترنت جهانی، عملاً کارکردی جز یک آرشیو منسوخشده ندارند. باید منتظر ماند و دید که مسئولان پس از این شکست آشکار، باز هم بر طبل جایگزینی اجباری خواهند کوبید یا مسیر توسعه زیرساختهای واقعی را در پیش خواهند گرفت.








دیدگاهتان را بنویسید