در دنیای امروز که اینترنت به بخش مهمی از زندگی روزمره تبدیل شده، این سؤال بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است که «چه کسی کنترل اینترنت را در دست دارد؟» پاسخ به این پرسش فقط یک موضوع فنی نیست؛ بلکه مستقیماً با حقوق شهروندی، آزادی بیان، امنیت ملی و حتی ثبات اقتصادی کشورها گره خورده است. دولتها، چه دموکراتیک و چه استبدادی، هر روز بیشتر متوجه میشوند که کنترل جریان اطلاعات میتواند ابزاری قدرتمند برای مدیریت یا مهار بحرانها باشد.
طبق گزارش نهاد مدافع آزادی اینترنت Access Now، تنها در سال 2024 نزدیک به 300 مورد قطع یا اختلال اینترنت در 54 کشور ثبت شده است؛ آماری که نشان میدهد خاموشی اینترنت دیگر یک اتفاق استثنایی نیست، بلکه به روشی برای کنترل شرایط در سیاستگذاری دولتها تبدیل شده است. بعضی دولتها میگویند این کار برای «امنیت»، «جلوگیری از شایعه» یا «تقلب در امتحان» بوده؛ اما در عمل، نتیجه برای مردم دسترسی کمتر به اطلاعات و ارتباط سختتر با جهان بیرون است.
قطع کامل یا محدودسازی و کنترل اینترنت: از مصر تا ایران
تجربهی مصر در سال 2011 یکی از نخستین نمونههای قطع کامل اینترنت در سطح ملی بود. در آن زمان دولت با غیرفعالسازی روترها و خارج کردن کشور از مسیرهای بینالمللی اینترنت، عملاً مصر را از نقشه دیجیتال جهان پاک کرد. این روش اگرچه سریع و مؤثر بود، اما هزینه اقتصادی سنگینی به همراه داشت؛ توقف کامل فعالیتهای آنلاین تنها در پنج روز، دهها میلیون دلار خسارت مستقیم به اقتصاد وارد کرد. در مقالهای دیگر خسارت سنگین محدودیت اینترنت در ایران را بررسی کردهایم. به همین دلیل در سالهای اخیر روشها تغییر کرده است. حالا بیشتر کشورها به جای قطع کامل، سراغ فیلتر کردن و محدود کردن هوشمند میروند؛ یعنی اینترنت کاملاً قطع نمیشود، اما بسیاری از سایتها و شبکههای اجتماعی محدود شده یا سرعت دسترسی کاهش مییابد.
جدیدترین خاموشی بزرگ اینترنت، این بار در ایران، نشان داد که این روند تا چه حد تکامل یافته است. بعدازظهر 18 دی 1404 (8 ژانویه)، دولت دسترسی اینترنت را در ایران به طور کامل قطع کرد و کل یک کشور 90 میلیونی در تاریکی دیجیتال فرو رفتیم. حدود 99 درصد ترافیک وب فوراً مسدود شد و اتصال موبایل و تماسهای تلفنی نیز مختل شدند. همچنین نتبلاکس از 400 ساعت خاموشی اینترنت در ایران اطلاع میدهد که در مقالهای دیگر میتوانید جزییات را مطالعه کنید.

برخلاف مصر، ایران به اینترنت جهانی متصل ماند، اما یک فایروال، دسترسیها را مسدود کرد. بستههای داده، هنوز از خارج از کشور دریافت میشدند اما به سرعت از بین میرفتند، مانند پستچی که بستهای را قبل از رسیدن به آدرس مورد نظر دور میاندازد. برای این کار، دولت احتمالاً پروتکلهای انتقال داده را تغییر داده بود. به گفته آلبرتو داینوتی، استاد علوم کامپیوتر در مؤسسه فناوری جورجیا، این کار «مثل برداشتن لولههای اطلاعات» است. سپس برخی کاربران و وبسایتهای مورد تأیید دولت در فهرست سفید قرار گرفتند تا جریان محدودی از اطلاعات دولتی وارد شود.
حتی مودمهای استارلینک که گمان میرود حدود 50 هزار عدد از آنها از مرزهای مختلف وارد کشور شده باشند نیز تا حدی مسدود بودند. دولت ظاهراً از سامانههای نظامی نیز برای ایجاد اختلال رادیویی و فریب GPS استفاده کرده بود. گمان میرود که حمایت خارجی نیز وجود داشته باشد زیرا سامانههای جنگ الکترونیک روسی «Krasukha-4» در کشور دیده شدهاند.
دلیل طولانی شدن این خاموشی، تا حدی به یک اینترانت داخلی مربوط بوده که از سال 2006 با هزینهای حدود 6 میلیارد دلار در ایران توسعه یافته است. این اینترانت داخلی، همان شبکه ملی اطلاعات (NIN) بوده و اجازه میدهد تا خدمات حیاتی داخلی مانند بانکها و سیستم سلامت حتی هنگام قطع دسترسی بینالمللی فعال بمانند.
به طور کلی، اقتصاد کشور نمیتواند برای همیشه فقط با NIN دوام بیاورد، اما این شبکه شدیدترین آسیبها را کاهش میدهد. گزارشها حاکی از آن است که جایگاههای سوخت، اپلیکیشنهای تاکسی اینترنتی، وبسایتهای دولتی و انتقالات بانکی بهصورت مقطعی فعال بودهاند.
با این حال، چنین شبکههایی یک شمشیر دولبهاند. اگرچه میتوانند در شرایط بحرانی از فروپاشی خدمات جلوگیری کنند، اما همزمان خطر تمرکز قدرت و محدود شدن دسترسی آزاد به اطلاعات را نیز افزایش میدهند.
حاکمیت دیجیتال؛ استقلال یا انزوا؟
در سالهای اخیر، مفهوم حاکمیت دیجیتال به یکی از دغدغههای اصلی دولتها تبدیل شده است. کشورها بهدنبال کاهش وابستگی به شرکتهای بزرگ فناوری و ایجاد زیرساختهای بومی هستند؛ از شبکههای ابری داخلی گرفته تا موتورهای جستوجو و پیامرسانهای ملی. اتحادیه اروپا نیز در تلاش است سهم خود از خدمات ابری و داده را از انحصار شرکتهای آمریکایی خارج کند.
با این حال، اتکای بیش از حد به زیرساخت داخلی نیز میتواند خطرناک باشد. تمرکز قدرت در یک سیستم ملی ممکن است راه را برای سانسور گسترده یا محدودسازی ناگهانی باز کند. به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان معتقدند که آینده اینترنت نه در «وابستگی کامل» و نه در «انزوای کامل»، بلکه در ایجاد توازن میان استقلال و ارتباط جهانی رقم خواهد خورد.

آینده وب؛ جهانی یا ملی؟
پدیدهای که امروز با عنوان «Internet Balkanization» شناخته میشود، به معنای تقسیم اینترنت به قلمروهای ملی و منطقهای است؛ روندی که بهتدریج مرزهای دیجیتال را پررنگتر میکند. اینترنتی که زمانی نماد اتصال جهانی بود، اکنون بیش از هر زمان دیگری در معرض تجزیه شدن قرار دارد.
شاید وب جهانی هنوز زنده باشد، اما شکل آن در حال تغییر است. کشورها میکوشند تا اطمینان حاصل کنند که در صورت فشار سیاسی، تحریم یا بحران بینالمللی، گزینههای جایگزین در اختیار دارند. پرسش اصلی اینجاست: آیا آینده اینترنت به سوی استقلال هوشمند پیش میرود یا به سمت دیوارکشیهای دیجیتال؟ پاسخ این سؤال، سرنوشت آزادی اطلاعات در دهههای آینده را رقم خواهد زد.








دیدگاهتان را بنویسید