مایکروسافت کوپایلت قرار بود جلوتر از رقبا حرکت کند؛ ابزاری که بهصورت پیشفرض روی تسکبار تمام کامپیوترهای ویندوزی پین شده است. بااینحال، تجربه استفاده از آن برای بسیاری از کاربران رضایتبخش نیست و این موضوع فقط به یک نفر محدود نمیشود. حتی کاربرانی که نگاه مثبتی به هوش مصنوعی دارند، اغلب بهطور آگاهانه سراغ دانلود ابزارهای رقیب میروند؛ درست همانطور که دههها قبل اینترنت اکسپلورر را نادیده میگرفتند. کاربرانی که اساسا علاقهای به هوش مصنوعی ندارند نیز از حضور همهجای کوپایلت احساس نارضایتی میکنند.
کوپایلت در برابر رقبا
اگر کوپایلت را معادل اینترنت اکسپلورر بدانیم، ChatGPT، Gemini و Claude نقش فایرفاکس و کروم را ایفا میکنند. برای دستیابی به بهترین تجربه، بسیاری از کاربران ابزار پیشفرض ویندوز را کنار میگذارند و گزینهای دیگر را انتخاب میکنند. از دید شخصی نویسنده متن، ارزش واقعی ابزارهای هوش مصنوعی زمانی آشکار شد که فراتر از کوپایلت مورد بررسی قرار گرفتند.
با توجه به گزارشها مبنی بر اینکه ساتیا نادلا مدیرعامل مایکروسافت مستقیما هدایت توسعه کوپایلت را برعهده گرفته است، شباهتهای این ابزار با اینترنت اکسپلورر بیشازپیش به چشم میآید. تاریخ بار دیگر در حال تکرار شدن است.

عدم استقبال کاربران از کوپایلت
در گفتوگو با کاربران مختلف ویندوز طی چند سال اخیر، از کاربران عادی گرفته تا پاور یوزرها، گیمرها و کارکنان اداری، تقریبا هیچ شور و اشتیاقی نسبت به کوپایلت دیده نشده است. حتی میان افرادی که بهطور مداوم از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده میکنند، کوپایلت مایکروسافت بهندرت گزینه اصلی محسوب میشود.
مایکروسافت بهصورت عمومی تعداد کاربران کوپایلت را اعلام نمیکند؛ درحالیکه رقبایی مانند OpenAI بهطور مداوم آمار استفاده را برجسته میکنند. برای نمونه، ChatGPT هر هفته بیش از 800 میلیون کاربر دارد. اگر مایکروسافت از اعداد خود رضایت داشت، بدون تردید آنها را با صدای بلند اعلام میکرد.
سهم بازار و آمار استفاده
گزارش اخیر SimilarWeb نشان میدهد سهم استفاده از وبسایت کوپایلت حدود 1.1 درصد از بازار هوش مصنوعی است؛ درحالیکه ChatGPT با 64.5 درصد و Gemini با 21 درصد در جایگاههای بالاتر قرار دارند. این آمار فقط مربوط به وبسایت است و اپلیکیشن ویندوز را در بر نمیگیرد.
وضعیت در فضای موبایل نیز تفاوت چندانی ندارد. در نمودارهای اپ استور اپل، سه اپلیکیشن برتر دسته بهرهوری به ChatGPT، Gemini و Grok تعلق دارند. Claude در رتبه 12 قرار گرفته است؛ درحالیکه Microsoft Copilot در جایگاه 14 دیده میشود. به این ترتیب، چتبات هوش مصنوعی مایکروسافت در رتبه پنجم پایینتر از OpenAI، Google، xAI و Anthropic قرار میگیرد.
رفتار کاربران دسکتاپ و موبایل
آمار دقیقی از میزان محبوبیت اپلیکیشن کوپایلت در ویندوز در دسترس نیست. بااینحال، بعید به نظر میرسد کاربرانی که تمام روز در کامپیوتر خود از کوپایلت استفاده میکنند، در موبایل کاملا آن را نادیده بگیرند. همانطور که پاور یوزرها زمانی اینترنت اکسپلورر را کنار گذاشتند و به فایرفاکس و کروم روی آوردند، کاربران علاقهمند به هوش مصنوعی نیز کوپایلت را از تسکبار حذف میکنند و جای آن را با چتبات دلخواه خود پر میکنند.

محدودیتهای کوپایلت در مقایسه با رقبا
کوپایلت از نظر انعطافپذیری، پایداری و کارایی به سطح بسیاری از چتباتهای هوش مصنوعی دیگر نمیرسد. در لایه زیرین، درخواستها به مدلهای GPT شرکت OpenAI هدایت میشوند؛ اما ChatGPT بهعنوان یک پلتفرم بالغتر، امکان پیکربندی و کنترل بیشتری روی مدل مورد استفاده ارائه میدهد.
نقاط قوت محدود کوپایلت
قابلیت Desktop Vision در نسخه دسکتاپ کوپایلت نقطهای مثبت بهشمار میآید و این ابزار مزایای دیگری نیز دارد. برای مثال، تنها ابزار هوش مصنوعی است که بهطور مستقیم با Word و Excel یکپارچه شده است؛ ویژگیای که در محیطهای حرفهای میتواند مزیت محسوب شود. تلاش مایکروسافت برای تبدیل کوپایلت به یک «همراه» با چهره مجازی نیز در همین راستا انجام شده است.
بااینحال، این موارد برای جذب گسترده کاربران کافی نبودهاند. در جوامع مرتبط با هوش مصنوعی، اشتیاق زیادی نسبت به ChatGPT، Gemini و Claude دیده میشود؛ درحالیکه کوپایلت بهندرت مطرح میشود مگر در قالب انتقاد.
بازخورد کاربران حرفهای
یکی از کاربران حرفهای Claude اخیرا اعلام کرده است که فقط بهدلیل نبود گزینه دیگر، برای ساخت نمودارهای خاص در مایکروسافت ورد از کوپایلت استفاده کرده است. نتیجه این تجربه، درک برتری Claude از نظر هوشمندی بود. هرچند کوپایلت توانست نمودار موردنظر را بسازد، تجربه کلی نتوانست او را به استفاده مداوم ترغیب کند.
این دیدگاه فقط محدود به کاربران نیست. طبق ایمیل داخلی اخیر ساتیا نادلا به کارکنان مایکروسافت که The Information به آن اشاره کرده است، اتصال کوپایلت به جیمیل و اوتلوک در بیشتر مواقع بهدرستی کار نمیکند و هوشمند تلقی نمیشود. این موضوع با تجربه عملی بسیاری از کاربران همخوانی دارد؛ جایی که ابزارهای دیگر در اغلب سناریوها کارآمدتر ظاهر میشوند.
تمرکز واقعی کوپایلت در جای دیگر
بیشترین نقاط قوت کوپایلت در گیتهاب برای کدنویسی و Microsoft 365 Copilot برای یکپارچگی عمیق با دادههای سازمانی دیده میشود. کاربران عادی کوپایلت عملا از این مزایا بهرهمند نمیشوند. افزون بر این، به گفته تام وارن از The Verge، ابزار Claude Code از Anthropic بهطور فزایندهای در داخل مایکروسافت ترجیح داده میشود. وقتی خود مایکروسافت کوپایلت را انتخاب اول نمیداند، انتظار از دیگران منطقی به نظر نمیرسد.

تحمیل کوپایلت به کاربران ویندوز
بدترین شباهت کوپایلت به اینترنت اکسپلورر، پیشفرض بودن آن در ویندوز محسوب میشود. بسیاری از کاربران نه از روی علاقه؛ بلکه بهدلیل ظاهر شدن آیکن کوپایلت در تسکبار یا فشردن کلید اختصاصی آن روی کیبورد سراغش میروند. این حضور اجباری بیشتر نشانهای از ناامیدی تلقی میشود.
ویندوز مملو از پیامهای مرتبط با کوپایلت شده است. وجود کلید اختصاصی روی کیبورد، برندینگ کامپیوترهای جدید با عنوان Copilot+ PC، اضافه شدن آیکن کوپایلت به ورد، اکسل، اج و حتی نوتپد، همگی برای کاربران آزاردهنده به نظر میرسند. به همین دلیل، تعجبی ندارد که بسیاری بهدنبال روشهایی برای غیرفعالسازی هوش مصنوعی در ویندوز باشند.
کاربران از Claude شکایتی ندارند؛ چون ویندوز آن را در تمام بخشهای رابط کاربری تحمیل نمیکند. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، نارضایتیها بهسرعت شنیده میشود. گوگل نیز با ادغام جمینای در کروم و معرفی AI Mode برای جستجو در همین مسیر قدم گذاشته است و نشانههای نارضایتی کاربران دیده میشود. این روند نشان میدهد تحمیل قابلیتها به کاربران معمولا نتیجه معکوس دارد.
سرنوشت کوپایلت؛ تکرار داستان بینگ؟
مایکروسافت از نخستین شرکتهایی بود که با چتبات «Bing Chat» وارد دنیای هوش مصنوعی شد و بعدها نام آن را به کوپایلت تغییر داد. با وجود تغییر برند، شباهتهای کوپایلت و بینگ همچنان پابرجا است.
هر دو ابزار عملکرد قابل قبولی دارند و کار راهانداز محسوب میشوند؛ اما کمتر کسی آنها را بهعنوان انتخاب اصلی ترجیح میدهد. بینگ سالها است با مشکل جذب کاربر دستوپنجه نرم میکند و کوپایلت نیز نتوانسته میان کاربران کنجکاو هوش مصنوعی یا کاربران عادی کامپیوتر جایگاه محکمی پیدا کند. برای موفقیت، کوپایلت باید چیزی فراتر از «یک چتبات دیگر» ارائه دهد؛ صرفا همراه بودن با ویندوز برای رسیدن به این هدف کافی نخواهد بود.
در نهایت، همانطور که باندل شدن با ویندوز نتوانست اینترنت اکسپلورر را نجات دهد، این رویکرد احتمالا فاصله کاربران با کوپایلت را بیشتر میکند. مایکروسافت هرچه سریعتر باید از گذشته خود درس بگیرد.








دیدگاهتان را بنویسید